آیا به هانیه توسلی تجاوز شده است؟ | پست اینستاگرامی هانیه توسلی در این خصوص

آیا به هانیه توسلی تجاوز شده است؟ ،این سوالی است که برای بسیاری از کاربران فضای مجازی بعد از پست اینستاگرامی هانیه توسلی در این خصوص و به خصوص بعد از استفاده از #me too شکل گرفته است.

برای پاسخ به این سوالی و بررسی این موضوع تا انتها این مطلب همراه ما باشید.

 

ماجرای استفاده هانیه توسلی از هشتک مرتبط با تجاوز های جنسی:

چند روز پیش شاهد انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خانم هانیه توسلی بودیم که بیش از هر چیزی هشتک های به کار رفته در این پست توجه کاربران فضای مجازی را به خود جلب کرد.

در این پست اینستاگرامی از #me_too و #من_ هم ، استفاده شده بود که هشتکی برای مبارزه با تعرض و تجاوز جنسی به زنان است.

هانیه توسلی
هانیه توسلی

معمولا اینطور مرسوم است که افراد با استفاده از این هشتک، تجربه تلخ خود را از مورد تجاوز قرار گرفتن در فضای مجازی منتشر می کنند تا اینگونه نوعی آگاهی عمومی جامعه را برای مبارزه با این انحراف جنسی گسترده ایجاد کنند.

حال آنچه که از این پست می توان برداشت کرد، نشان می دهد، در سنین جوانی به خانم هانیه توسلی تجاوز شده است.

آیا به هانیه توسلی تجاوز شده است؟
پست جنجالی هانیه توسلی در اینستاگرام

پست اینستاگرامی هانیه توسلی در خصوص تجاوز جنسی:

هانیه توسلی در پستی که کامنت هایش را به طور کلی برای همه مسدود کرده است، با به کاربردن هشتک های #metoo و # من_هم و با قرار دادن چند عکس از دوران جوانی اش که مربوط به بیست سالگی. بیست و یک سالگی. بیست و دو سالگی. بیست و سه و بیست و چهار سالگی اش باشد نوشته است که:

تمام روز را در آئینه گریه میکردم

بهار پنجره‌ام را

به وهم سبز درختان سپرده بود

تنم به پیلهٔ تنهائیم نمیگنجید

و بوی تاج کاغذیم

فضای آن قلمرو بی آفتاب را

آلوده کرده بود

نمیتوانستم، دیگر نمی‌توانستم

تمام روز نگاه من

به چشمهای زندگیم خیره گشته بود

به آن دو چشم مضطرب ترسان

که از نگاه ثابت من می‌گریختند

و چون دروغگویان

به انزوای بی‌خطر پناه میآورند

* *

کدام قلّه کدام اوج؟

مگر تمامی این راههای پیچاپیچ

در آن دهان سرد مکنده

به نقطۀ تلاقی و پایان نمیرسند؟

به من چه دادید، ای واژه‌های ساده فریب

و ای ریاضت اندامها و خواهش‌ها؟

اگر گلی به گیسوی خود می‌زدم

از این تقلب، از این تاج کاغذین

که بر فراز سرم بو گرفته است ، فریبنده‌تر نبود؟
….

رها شده، رها شده، چون لاشه‌ای بر آب

به سوی سهمناک‌ترین صخره پیش می‌رفتم

به سوی ژرف‌ترین غارهای دریائی

و گوشتخوارترین ماهیان

و مهره‌های نازک پشتم

از حس مرگ تیر کشیدند

نمی‌توانستم دیگر نمیتوانستم

صدای پایم از انکار راه بر میخاست

و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود

و آن بهار، و آن وهم سبز رنگ

که بر دریچه گذر داشت، با دلم می‌گفت

«نگاه کن

«تو هیچگاه پیش نرفتی

«تو فرو رفتی»
عکس ها بیست سالگی. بیست و یک سالگی. بیست و دو سالگی.بیست و سه و بیست و چهار سالگی
چرا این روزها پرت شدم به بیست سال پیش.چرا؟

 

 

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *